كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
اعتذار 3
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
جلد اول را براى چاپ فرستادم و منجمله بىآنكه متوجه باشم اين قسمت مأخوذ از پروفسور محمد شفيع را . و للّه الحمد كه جلد اول به خوبى و نفاست منتشر شد و از مطبعه قسمتهاى چاپ شدهء جلد دوم رسيد و آنجا بود كه از كرده پشيمان شدم بدون آنكه راه بازگشتى داشته باشم و آنوقت بود كه دانستم كه اين درياچه موج بىكران دارد و آنجا بود كه متوجه شدم كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها و چه اشكالاتى دلهرهآميز و نگرانكننده . من به احترام پروفسور محمد شفيع نخواستم در اين كتاب دستى ببرم چه به عنوان تصحيح چه به عنوان تكميل و توضيح . زيرا هرگز ميل نداشتم كه چنين توهمى رود كه من حق خدمت او را ناديده مىانگارم و قدمت فضل و فضل قدمت او را انكار مىكنم و خود را از وى در تصحيح و توضيح متن ارجح و اولى و اعلم مىدانم . قصد من صرفا تكميل دورهء كتاب مطلع سعدين بود ولى قصد داشتم كه جلد دوم را همانطور كه پروفسور محمد شفيع چاپ كرده به اسم او و با ذكر خير او چاپ كنم . اما اين كار چنانكه گذشت همراه با مشكلات تمام بود . زيرا از همان لحظه احساس كردم كه من در اين كار با اختلاف شديد سليقتى و زمانى و مكانى و زبانى با پروفسور مرحوم روبهرو هستم . آن مرحوم اين كتاب را در سال 1946 ميلادى شروع كرده ، يعنى سال آغاز جنگ بينالملل دوم ، چنانكه در همان صفحهء اول كتاب خود ، در شرح كوتاهى كه به زبان اردو آورده از نبود كاغذ شكوه كرده و يادآور شده كه به علت اين كمى و كاستى حواشى و اضافات را به بعد موكول مىكند . چنين است كه توضيحات مربوط به جلد اول ، يعنى سنوات 807 تا 830 را در پايان جلد سوم ( حوادث 850 تا 875 ) آورده و باز بر آن توضيحات تكملهاى افزوده و افزون بر آن در زير صفحات جلد دوم و سوم به خط ريز و شيؤه هندى نيز افاضاتى تمام كرده و چون با دست نوشته و بعد چاپ سنگى كرده توانسته است در گوشه و كنار حواشى هم مطالبى بيفزايد ، اما آشنايان به كار چاپ مىدانند كه توضيح و تحقيق مربوط به متن را اكنون در پايان فصل يا آخر كتاب مىآورند و جمعوجور كردن اين مطالب كه بعضى در زير صفحه و بعضى در پايان جلد سوم آمده و تطبيق آنها با هم بسيار دشوار و وقتگير و